تبليغاتX
اندکی صبر سحر نزدیک است
 

پرستوی کوچک خوشبختی من ! نمی دانم این چندمین نامه بی نشان من است که خطاب به تو نوشته می شود، اما خوب می دانم در مقابل قدرت عشق تو که کیمیاییست جاودانه در قلب من، همه نوشته ها حقیر و ناچیزند.

 

می دانم که اگر همه کلمات محبت آمیز و واژه های عاشقانه دنیا را کنار هم صف کنم باز هم از بیان عشق پاکم به تو عاجزم.

 

و می دانم هرگز با نوشتن نمی توانم پاسخگوی لطف و محبت بی دریغ و نگاه مهربانت باشم، اعتراف می کنم هر روز که می گذرد عاشق تر و دلباخته ترت می شوم

 

 

 پرستوی کوچک خوشبختی من ! اکنون که با تمام وجود خود را خوشبخت ترین موجود کره خاکی احساس می کنم، از صمیم قلب برای تو و همه موجودات عالم هستی از خداوند متعال خوشبختی و سعادت روز افزون خواستارم...

 

 

دوستدار همیشگی تو، رز  

 

پ.ن: چند وقته یکی بی نام و نشون میاد اینجا... کی هستی که هنوز اینجا رو یادته؟ 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 11:0
  به قلم: رز شکسته 

شب سردی است و من افسرده *** راه دوریست و پایی خسته *** تیرگی هست و چراغی مرده***می کنم تنها از جاده عبور*** دور ماندن ز من آدمها *** سایه ای از سر دیوار گذشت *** غمی افزود مرا بر غم ها *** فکر تاریکی و این ویرانی *** بی خبر آمد تا با دل من *** قصه ها ساز کنم پنهانی ***نیست رنگی که بگوید با من *** اندکی صبر سحر نز دیک است *** هر دم این بانگ بر آرم از دل *** وای این شهر چقدر تاریک است *** خنده ای کو که به دل انگیزم؟ *** قطره ای کو که به دریا ریزم؟ *** صخره ای کو که بدان آویزم؟ *** مثل این است که شب نمناک است *** دیگران را هم غم هست به دل *** غم من لیک غمی غمناک است ***
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T